دیالوگ ،عنصر گمشده

کمبودی که در زندگی ها(ی این فیلم؟)لمس می شود نبود دیالوگ بین خانواده است .این نبود گفتمان باعث ایجاد یک ذهنیت هایی در افراد می شود که شاید از واقعیت فاصله ی زیادی داشته باشند و این ذهنیت ها باعث یک عکس العمل هایی شود که در عالم واقع جواب درستی برای آن عمل انجام شده از طرف عضو دیگر خانواده نیست .

به نظرم این نوع تفکر (تفکر فیلم ساز)یک پله از تفکری که از فاصله ی نسل ها و عدم درک بین نسلی صحبت می کند ،بالا تر است .(تفکری که در آثار بهمن فرمان آرا به وضوح مشاهده می شود).یعنی در واقع "دیالوگ" نسخه ی برای پر کردن این شکاف و درک متقابل نسل هایی است که در شرایط متخلف رشد می کنند و به تبع آن خواسته ها ، دغدغه ها و ذهنیت های مختلفی دارند .

غذاها نقش پر رنگی در این فیلم و فیلم قبلی* دکتر رفیعی دارند ،و به نوعی به شناسه ی این فیلم ساز تبدیل شده اند .چیزی که در این مورد به ذهن من می رسد ،لذتی است که حلقه ی مفقوده زندگی نسل های اخیر است .یعنی لذتی که نوعی مدرنیسم درک نشده ما را ازآن محروم کرده است (غذاها در دو فیلم همگی سنتی است)،و این لذت می تواند فصل مشترکی بین نسلی باشد .

*ماهی ها عاشق می شوند .

آقا یوسف/دکتر علی رفیعی

شباهت های The Piano Teacher و Black Swan

1.هر دو از مازوخیسم رنج می برند .

2.مادرانی دارند که به علت توجه بیش از حد زمینه ی عدم رشد فرزندان را محیا کرده اند و این فرزندان در سنین بالا هنوز با آنها زندگی می کنند و از آزادی محروم هستند و این مسئله زمینه ساز عدم رشد فرزندان در بعضی از جنبه های زندگی (مخصوصا لذت از زندگی)شده است .

3.هر دو در رشته ی خود (یکی در نواختن و تدریس پیانو و یکی در رقص باله)از بهترین ها هستند .

4.در هر دو یک مرد نابغه باعث بیداری بخشی از درون شخصیت های فیلم می شوند .

5.هر دو از لذت های جنسی محروم بوده اند .

.....

از بقیه دوستانی که از هردو فیلم لذت وافر بردند تقاضای کمک می شود تا به این لیست بیفزایند .


تهران من حراج(My Tehran For Sale)/گراناز موسوی

فیلم ملغمه ی از دردهای ایران امروز اعم از اعتیاد ، فضای بسته برای کار و تفریح جوانان ،عدم درک بین نسلی،میل روزافزون به مهاجرت و ..... است که همگی یکجا و بصورت گل درشت کنار هم قرار گرفته اند و هر کدام از این مسائل به تنهایی موضوع کاملی برای پرداخت در یک فیلم بودند.موسیقی های انتخاب شده در فیلم که از فرامرز اصلانی گرفته تا محسن نامجو و ... هماهنگی خاصی با فضای فیلم دارند .لحن و تصاویر فیلم به نسبت دیگر فیلم های ساخت داخل بی پرواتر است و از عواقب این فیلم تا این لحظه اطلاعی ندارم .

فيلم يكى دو مشكل بنيادى دارد. يكى از آن‌ها ناصبورى در بيان داستان است و ديگرى شخصى كردن يك مشكل اجتماعى.


عشق یا سیاست

داستان با بازجویی دکتر نون به خاطر عشقبازی با زن مرده اش شروع می شود و با نمایش این اتفاق پایان می یابد .دکتر نون که معاون و شخص مورد اعتماد دکتر مصدق بوده بعد از کودتا سه ماه شکنجه را تحمل می کند تا علیه مصدق یک مصاحبه رادیویی انجام ندهد ولی با کشیده شدن زنش به این ماجرا ،بین عشق و سیاست عشق را انتخاب می کند و داستان تبعات بعدی این انتخاب است .

داستان در یک بستر تاریخی اتفاق می افتد ولی مسئله ی که حایز اهمیت است ،ظرفیت یک انسان در یک شرایط بحرانی مانند کودتا ست و نوع برخورد ها و اثرات و تبعات یک تصمیم .

برهم ریختن توالی زمانی و تغییر راوی از اول شخص به سوم شخص بصورت مستمر از مشخصه های نوشتاری این داستان است .

دکتر نون زنش را از مصدق بیشتر دوست دارد/شهرام رحیمیان/انتشارات نیلوفر


نقد یک کتاب بر این داستان

نقد چهلتن،آقایی،روانی پور بر این داستان و بررسی ریشه های اجتماعی این نوع برخورد .

تصويري کوبيستي از شخصيتي ازهم‌گسيخته.