راهکار شما برای مقابله با فساد های اخلاقی و اجتماعی و خدای ناکرده سیاسی چیه ؟

1.سرتون رو زیر برف می کنین تا چیزی رو نبینین و به تبع اون متوجه ماجرا نشین .

2.سرتون رو زیر برف نمی کنین ولی توانی برای مقابله با این فساد ندارین و سعی می کنین قضیه رو زیر سیبیلی رد کنین بره .

3.در برابر این فساد عصیان می کنین و با شیشه ی شکسته جوری توی صورت یک آدم فاسد (به عنوان سمبلی از فساد کلی تر)می کوبین که خونش روی صورتتون بپاشه (بپاچه؟).

"بالرام حلوایی" قهرمان (ضد قهرمان؟) داستان ببر سفید راهکار سوم رو انتخاب می کنه ،راهکاری که در کاست(طبقه؟)کارگری هندوستان راهکاری بس نافرجام و کمیابه چون آثار و تبعاتش خیلی واسه شخص گرون تموم میشه .ولی از اونجایی که "بالرام" تصمیم گرفته خودش هم وارد این بازیه تعفن وار بشه دیگه هراسی از عاقبت کارش(چه کاری؟) نداره .دل رو به دریا میزنه و راننده تاکسی وار (Taxi Driver Film)به مبارزه ی با فساد میره .

نویسنده در پس این ماجرای جذاب شمای کلی از هندوستان امروز رو بهمون نشون میده(چه نشون دادنی!).از دموکراسی معروفش بگیر تا زندگی طبقات مختلف و پشت انتخابات و فساد پلیس و ...

حال این سئوال برای من مطرحه که نویسنده قبل از نوشتن این کتاب چند بار فیلم راننده تاکسی رو دیده (البته این یک سوال فرعیه و ربطی به کلیت ماجرا نداره) و دوم اینکه چرا هرکس در مخالفت با سیستم چیزی بنویسه همه ی جایزه ها رو درو می کنه ؟

پی نوشت : اگه کتاب رو خوندین می تونین نقدهای  علی چنگیزی،فرشته نوبخت،یاسر نوروزی ،بهناز علی پور گسکری رو هم ضمیمه ش کنین .خود دانید.