علم اخلاق شاخه‌ای از علوم انسانی است که موضوع آن ارزش (خوب بودن یا بد بودن) خوی‌ها و رفتارهای انسان است.در فلسفه ی اخلاق دربارهٔ خوب یا بد بودن یک امر چند گرایش وجود دارد. یک گرایش تنها در صورتی یک امر را خوب می‌داند که نتیجه‌(ها)یی دلخواه به همراه داشته باشد اما گرایشی دیگر بدون رد نتیجه‌های دلخواه خوب بودن یک امر را ذاتی می‌داند (از جمله بیشتر دین‌ها). در اخلاق دین‌مدار این نتیجه‌ها ممکن است در جهان ادعایی فرامادی نیز اتفاق بیافتند اما در اخلاق نا-دین‌مدار رخداد نتیجه‌های دلخواه برای مثلا جامعهٔ انسانی تنها در جهان مادی مد نظر است. در این اخلاق ریز الگوهای اخلاقی و این‌که چه اموری نتیجه‌هایی دلخواه برای مثلا جامعهٔ انسانی دارند، ممکن است با اجماع روانشناسان و جامعه‌شناسان برجسته تعیین شود نه متولیان دین.(ویکی پدیا)

عقیده براین بود همچنان که طبیعت می‌تواند اشیا را به یکدیگر تبدیل کند، مانند تبدیل خاک و آب به گیاه و تبدیل گیاه به موم و عسل به‌وسیله زنبور عسل و تبدیل قلع به نقره در زیر زمین و … کیمیاگر نیز می‌تواند با تقلید از طبیعت و استفاده از تجربه‌ها و آزمایشها همان کار طبیعت را در مدت زمانی کوتاهتر انجام دهد. اما کیمیاگر برای اینکه بتواند یک شیء را به شیء دیگر تبدیل کند، به‌وسیله‌ای نیازمند است که اصطلاحا آن را اکسیر می‌نامند.(ویکی پدیا)

در اینجا صحبت اینست که روش همگانی را برای رسیدن به یک هدف دنبال کنیم یا میانبر خود را برویم .صحبت از تقابل درس و بحث با تجربه است .چالش بین تکرار مکررات یا تجربه ی جدید برای نیل به یک مفهوم .مخصوصا وقتی صحبت از اخلاق به میان است که دنیایی است از نسبیات .صحبت از کلاس بزرگتری است به نام زندگی .صحبت از فشار است که عیار یک آدم را به نمایش می گزارد .صحبت از درس پس دادن است ،یعنی در واقع نشان میدهی تا به امروز چقدر در مسیر به جلو رفته ای .صحبت از اخلاق نظری و اخلاق عملی است و تفاوت های بی شمار ایندو .خلاصه اینکه ،بحث بر سر اکسیر است برای سریع آدم شدن .


طلا و مس /همایون اسعدیان