همسایمون دیروز مرد .هوا هم این موقع سال خاکستری شده .کسی که این درد رو کشیده میدونه این هوای ابری و مه گرفته و سرد ، نمک رو زخمه .صبح زود دختر همسایه رو زیر پرچم های تسلیت جلوی خونشون دیدم .اینقدر گریه کرده بود و بی خوابی کشیده بود  که صورتش به کبودی می زد .

به قدری این صحنه تحریکم کرد که یقین پیداکردم سادیسم دارم.